تبليغاتX
ساحل

ساحل
دل نوشته های جواد آقایی(ذره)
قالب وبلاگ

پس از گذشت حدودا سه سال از فتنه ننگین بار سبز، این بار حقیقت و منشاء آن توطئه شوم خود را در خواننده هتاکی به نام "شاهین نجفی" عیان ساخت و پرده از ماهیت کثیف خود برکشید.

از زمان اوج گیری فتنه سبز در سال 88 جریانی با هدف اهانت به امام هادی(ع) و توهین و تمسخر به آن امام همام در برخی از شبکه های ماهواره ای ، فضای مجازی و شبکه های اجتماعی چون فیس بوک و توئیتر به راه افتاد که بی شک نقطه هدف این جریان تخریب و تضعیف تفکر مهدویت بوده و هست.

در راستای این حرکت شوم ، شاهین نجفی خواننده رپ، در دو آهنگ اخیر خود بعد از اهانت و جسارت به ساحت مقدس امام رضا(ع)، امام هادی(ع) و امام زمان(عج) ، باب اهانت را به سمت رهبر انقلاب و قرآن کریم باز می نماید و بار دیگر باطن شیطانی خود را به رخ می کشد که  در پی این اتفاق نا خوشایند، تلخ و زننده جوامع مذهبی ، فرهنگی و اجتماعی نسبت به این هتاکی واکنش نشان داده و همچمنین مراجع عظام نیز حکم ارتداد هتاکین به ائمه اطهار را نیز صادر نمودند.

نکته قابل توجه این است که این خواننده شیطان صفت که کار خود را با موسیقی های شیطان پرستی آغاز نموده است، از ابتدای راه اندازی فتنه سبز از حامیان اصلی و خوانندگانی بوده که با حمایت رسانه های  خارجی و جریانات اپوزسیون در حمایت از فتنه سبز و علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی برنامه های مختلفی اجرا کرده و همچنین برخی از شبکه های ماهواره ای چون بی بی سی فارسی و صدای آمریکا مصاحبه های و گفتگوهای متعددی با وی به عنوان یک هنرمند حامی جریان سبز داشته و از وی حمایت کرده اند.

اهانت به ائمه اطهار و قرآن کریم توسط یکی از حامیان فتنه که امری تکراری می باشد وسابقه چنین هتاکی هایی را از حامیان دیگر فتنه نیز شاهد بوده ایم، حکایت از این حقیقت دارد که ریشه فتنه سبز در لجن زاری می باشد که بوی تعفنش فطرت حقیقت جوی هر انسانی را آزار می دهد و حاصل و نتیجه اش از بین بردن حکومت دینی و نظام اسلامی بوده و می باشد.

بی شک کسانی که گرداننده این سناریوی کثیف بوده و هستند از ابتدای امر چنین سرانجام سیاهی را برای فتنه سبز در نظر داشته اند وبر خلاف آنچه ادعا داشته و دارند به دنبال محو حکومت اسلامی و خدایی می باشند.

اینگونه تحرکات شیطنت آمیز از سوی جبهه استکبار نشان از ترس فراگیری مکتب شیعه و انقلاب اسلامی در سراسر جهان می باشد که این روز ها نمونه هایی از آن را در کشورهایی چون آذربایجان و ترکیه و کشور های اسلامی شاهد هستیم.

اگر چه رسانه های و بوق های تبلیغاتی جبهه استکبار در حمایت از اینگونه حرکات و فتنه گری های از هیچ کاری دریغ نمی کنند، اما به فضل خدا و مانند همیشه  این خط و مشی اسلام ناب محمدی (ص) است که پیروز بوده ، هست و خواهد بود انشاءالله.


این یادداشت برای روزنامه وطن امروز نگاشته شده


*************************************************

به قول دوستان پی نوشت:

* کم ندیدم بچه هیئتی هایی که ادعا دارند و میگویند"اگر بودیم اون روز تو کوچه بنی هاشم....یا اگر بودیم کربلا....ال می کردیم و بل می کردیم"....حالا عاشوراست....بسم الله.

* حالت خلسه دارم بدون مصرف هیچ مخدری.....! این هم از هنر توست! حتی اگر محلم نگذاری....

* حس می کنم ساحلی جدید پیدا شده....!

* سایت هیئت آل کسآء(ع) به آدرس www.Aalekasa.ir راه اندازی شد.

* صحراي كربلا به وسعت تاريخ است و كار به يك «ياليتني كنت معكم» ختم نمي‌شود(آقا سید مرتضی)

یا علی


برچسب‌ها: فتنه, شاهین نجفی, هتاکی به امام هادی
[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 15:7 ] [ خبرنگار خبرگزاری مقاومت جواد آقایی(ذره) ] [ ]

قطره...قطره... اشک های داغ روی صورت سردم خود نمایی می کند و محو می شود و یا بهتر بگویم محوش می کنم!

خواستم بنویسم از مظلومیتت و از بزرگی و کرامتت که هر ابلهی فکرش را هم نمی تواند از ذهنش بگذراند!

باز هم قطره...قطره...

خواستم فریاد بزنم که یا اهل العالم قتل الحسین(ع) فی زماننا و نحن...

و باز هم قطره ...قطره...

رگ غیرتم که بیشتر نمایشی شده دیگر تاب آرام گرفتن ندارد و تو همچنان آرام نگاهم می کنی...

امانم نمی دهد این قطره های...

خواستم ابراز تنفر کنم از وجود شیطان صفتانی که دلم را ریش ریش کرده اند ...

اما گفتند ننویس که مظلومیتش بی معنا می شود!!!

گفتند آستینت در دهان نگهدار و سکوت کن!!!

گفتند نکند صدای گریه ات در فضا بپیچد و...

گفتند نکند دستت بلرزد که مبادا فکر کنند...

اصلا آقا جان چرا شیعه باید دائم سکوت کند؟!! تمام نشد آن 25سال خانه نشینی مولا؟! مگر نه اینکه کل یوم عاشورا؟ مگر نه اینکه کل ارض کربلا؟!

می دانم که جز حرف زدن و داد و بیداد کردن کار دیگری نمی کنم و ادعایم همه عالم را گرفته و ...

باشد آقا جان! سکوت می کنم و دندان روی جیگر تیکه تیکه ام می گذارم....اما کمی جامعه بنوشان و سیرابم کن  که تشنه ام ....تشنه یک جرعه جامعه کبیره ات!


حکم ارتداد برای هتاکی به امام هادی (ع) + تصویر


************************************************

به قول دوستان پی نوشت:

* از ماست که بر ماست...باید زودتر می نوشتم و این هم بگذارید روی قصورهای دیگرم !!!! اما اینقدر به هم ریخته ام که تا همین حد را هم اجازه گرفتم که بنویسم...

* به والله قسم ترسی نیست از کشتن مرتد هایی چون شاهین نجفی(ملعون) و ...

* دست مسئولین فرهنگی ما درد نکند که به جای رسیدگی اساسی و جواب کوبنده، اعتبارات و امکاناتشان را در اختیار لابی های جریان ساز و انحرافی می گذارند و یا به نزدیکان خود از جیب بیت المال به اسم جنگ نرم در فضای سایبری آنگونه بودجه دهی می کنند و انتهایش هم می شود همین!!!!

* دست دوستان خودمونی هم درد نکنه که به جای یک کار عملیاتی ویژه، فقط بلدیم بنشینیم دور هم جلساتی سرشار از حرف و حرف داشته باشیم و در انتها هم به هیچ نتیجه تاثیر گذاری نمی رسیم !!!!

* دست دوستان هیئتی هم درد نکنه که برای امام هادی(ع) هم یک سرود و شعر منحصر به فرد درست نکردند!!! ای کاش هئیات مذهبی هم در این مسیر اقدامی می کردند.

* خدا نکند با پایان دهه بزرگداشت امام هادی(ع) باز هم برگردیم به خانه اولمان و باز هم غربت آن امام همام جیگر سوز شود.

* هرکس به ولایت علی(ع) شک دارد، با مادر خویش در میان بگذراد! (مرحوم آغاسی)

یا علی


برچسب‌ها: اما هادی, شاهین نجفی
[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 17:45 ] [ خبرنگار خبرگزاری مقاومت جواد آقایی(ذره) ] [ ]

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت حضرت ماه (روحی له الفدا)

سلام علیکم

راستش را بخواهید شما اینقدر ماه هستید و من اینقدر ذره که اصلا و ابدا خودم را در حد و اندازه نمی بینم که بخواهم برای شما چند خطی به اسم نامه درد دل کنم و می دانم که اینقدر بالا هستید و دغدغه های مختلف و گوناگون و مهم دارید که توقع ندارم حتی ذره ای گوشه چشم به این به اصطلاح نامه دیجیتال داشته باشید و چه خوب که این نامه دیجیتال است و جای قطره های اشکم روی آن نمی ماند!

اما آقا جانم!

چه کنم که در این کهکشان تاریک روزگار بعد از نور خورشید(عجل الله تعالی فرجه) تمام امیدم به عنوان یک ذره معلق در هوا ، به نورانیت ماه شماست...

می دانم که این خط خطی های دیجیتال من به دست شما نمی رسد و این عرایضم هم مثل خیلی از حرف های دیگرم به محضرتان نخواهد رسید اما از آنجائیکه این ساحل، مجالی را برایم فراهم کرده که دغدغه های دلی و ذهنی ام را در آن به رخ خودم بکشم، این بار هم کوچک ترین و ناچیز ترین حرف دلم را به محضرتان عارض می شوم...

رهبرم!

بارها و بارها شده که پای رسانه ملی به تماشای دیدار شوق انگیز شما با اقشار مختلف مردم و مسئولین بوده ام و شیرینی حسرتش را از یاد نمی برم و یا از زبان دوستان و نزدیکان از حلاوت دیدار با شما شنیده ام  و باز حسرت نصیب و قسمت من از این دیدار ها شده و ...! و بارها و بارها پیش خودم گفته ام که پس کی نوبت من خواهد شد ؟! و خودم به خودم جواب داده ام" که آخر آدم حسابی ! تو کجا و آن محضر نورانی کجا؟!"

مولای من!

می دانم که نه دانشجوی نخبه ای هستم و نه فرزند شهید که به بهانه ازدواج یا تولد فرزند لیاقت مشرف شدن به محضرتان را داشته باشم!!! می دانم که نه دانش آموز نمونه هستم و نه معلم فدا کار که به مناسبتی زیارتتان کنم!! می دانم که نه فلان و نه بیسارم و نه فلان دوست و آشنا را دارم که بخواهد واسطه ای شود تا به حضورتان برسم!(البته یک نفر هست اما واسطه ام نمی شود به دلایل خاصی که خودش دارد)

اما آقا جان! باور بفرمائید که من حداقل یک آدم عادی هستم که دلم برای دیدن جمالتان تنگ شده...باور بفرمائید چشمهایم لحظه شماری می کند که از شوق دیدن چشمهابتان چون ابر بهاری ببارد... باور کنید که دست های سردم برای گرمای دستهای پرمحبتتان بی قرار است...باور کنید که قلبم و دل سنگم برای آب شدن پیش پایتان روز به روز کم ارزش تر و کم الطافت تر می شود...

آقای من! من فقط یک آدم عادی و  روسیاهم که جز محبت شما هیچ کلافی در سبدم ندارم و همان ذره معلق در هوایم که ...فقط می خواهم زیارتتان کنم بی بهانه....!!!!!

گرچه سیه رو شدم، غلام تو هستم

خواجه مگر بنده سیاه ندارد؟!

در آخر امیدوارم به بزرگواری خودتان ببخشید اگر بلد نبودم مثل نخبگان و داشنجویان و طلاب و اهل فن نامه بنویسم و خوشحالم که توانستم حرف ناچیز دلم را به راحتی و با همین ظاهر ساده ام به محضرتان عرض کنم.

خدا سایه لطف و عنایت و محبتتان را از سرمان کم نکند....

والسلام علی عبادالله الصالحین...

کوچکترین و ناچیزترین سرباز فدایی شما/ جواد آقایی(ذره)

پانزده اردیبهشت یکهزاروسیصدونودویک

************************************************

به قول دوستان پی نوشت:

* صبا اگر گذرت افتدت به کشور دوست/ رسان سلام و پیام مرا به محضر دوست

*  خیلی وقت بود دنبال یک اسم مستعار برای خودم بودم و اسم مناسبی پیدا نکرده بودم و امروز با توجه  به شرایط و خصوصیات خودم، نام "ذره" را برای خود انتخاب کردم.

*  نامه فوق را با وضو نوشته ام و در شب جمعه(شب زیارتی اربابم)

* اینقدر بر در میخانه بکوبم سر خویش... تا که از باده وصلش بچشانند مرا

* جاذبه خاک به ماندن می­خواند وآن عهد باطنی به رفتن، عقل به ماندن می­خواند و عشق به رفتن ... واین هر دو را خداوند آفریده است تا وجود انسان در آوارگی وحیرت میان عقل و عشق معنا شود. سيد شهيدان اهل قلم(شهید سيدمرتضي آويني)

یا علی


برچسب‌ها: خودم, رهبر
[ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 12:12 ] [ خبرنگار خبرگزاری مقاومت جواد آقایی(ذره) ] [ ]

وقتی که رساندمش بالای قبر پسرش، آهی کشید و با دست روی سینه اش زد و گفت"مادر! الهی عاقبت به خیر بشی..." و من هم تو دلم گفتم دعا کن مثل پسرت بشم!

زیراندازش را کنار قبر شهیدش پهن کرد و نشست و چنان با پسرش حرف می زد و قربون صدقه اش م یرفت که انگاری پیش رویش نشسته و ایمان داشت که شهیدش زنده بود هرچند که عند ربهم یرزقون است.

کمی دعا و زیارت عاشورا و ...باز دست به کار شد . بلند شد از جایش و دستمالی از کیفش در آورد و شروع کرد به تمیز کردن قاب عکس شهید و شست شوی قبر و ....

دلم نیامد بیشتر بمانم! خواستم با پسرش تنها باشد و سایه ام مثل همیشه بر سر دیگران سنگینی نکند!

رفتم آن طرف تر، چشمم خورد به قبر یک شهید گم نام و آن طرفترش باز هم قبر شهید گم نام و باز هم ...

نشستم و آمدم دستی به قبر بزنم که فاتحه ای هدیه کنم که دیدم قبر آتن شهید پر از خاک است !!! تو دلم به شهید گفتم"مگر تو مادر نداری؟!" نخواستم جوابش را بشنوم که لایق شنیدنش هم نبودم!

رفتم کمی آب آوردم و روی قب رریختم و دستی به قبر کشیدم و ....

با خودم گفتم چرا اینقدر ما غافلیم؟! چرا این همه باب رحمت را که خدا برای ما باز کرده نمی بینیم که یکی از آن ها مادران مفقود الاثر هستند! اگر آن مادر شهید با تمام داغی که به دلش نشسته می آید و کنار قبر پسرش دلش را آرا م می کند ، مادران این همه مفقود الاثر چی؟!!! کنار کدام قبر بیایند و با پسرشان خلوت کنند؟!!!

اگر ما(با این همه ادعا) مثلا حواسمان به مادر شهید است که ...چقدر حواسمان به مادران مفقدالاثر است؟ و کم نیستند قبور شهدای گم نام که هر کدام نشان از یک مادر مفقود الاثر دارد.

شاید طرح این موضوع کمی ساده باشد و یا خیلی تکراری....اما باور کنیم که فراموش کردیم خیلی از مسائل پیش پا افتاده را...باور کنیم که خودمان کوتاهی می کنیم و توقع زیادی از مسئولین داریم که آن ها سرشان گرم کارهای روزمره اشان است!(بنیاد شهید و ...چند دفعه مراسم گرامی داشت مادران مفقود الاثر را گرفته است؟؟؟!!!؟)

نمی دانم شاید این بحث زمانی در ذهنم جدی شد که فکر کردم اولین "مفقود الاثر" و اولین "مادر مفقودالاثر" حضرت ام الشهدا مادر عالمین حضرت زهرا(سلام الله علیها) می باشند و شاید این هم بهانه ای بود که ساحل من هم مهر فاطمیه را به خود زده باشد.

*******************************************

به قول دوستان پی نوشت:

* دعا کردم "موسی رضایی" را که شهید شود وقتی میان سینه زنی نوای "ام الشهدا" را زمزمه لبانمان کرد.

* روح بزرگ "ننه علی" شاد. صلواتی نثارش هدیه نمائید.

* سایت شبکه دولتی انگلیس "من و تو" به خاطر فشار اعتراض آمیز مخاطبین بر سر شروط جذب این شبکه به حالت تعلیق در آمد. گرائیدن به فرقه ضاله بهائیت، دشمنی با نظام جمهوری اسلامی و اطاعت بی چون چرای مجریان زن از نوع پوشش تعیین شده توسط مدیران شبکه ، سه شرطی است که این شبکه مدعی آزادی بیان برای کار در شبکه من و تو تعیین کرده است!

* می شود به من هم با این نشان عنایت کنی ؟...

* باور کنید بازیگری سخت ترین حرفه دنیاست! مخصوصا آن که قرار باشد نقش مخالف شخصیت خود را بازی کنی!

* تقدیر حقیقی جهان در کف مردانی است که پروای نام ندارند. آنان از گمنامی خویش کهفی ساخته اند و در آن آرمیده اند. کهفی که آنان را از تطاول دهر مصون داشته است.(سید شهیدان اهل قلم)

یا علی


برچسب‌ها: مفقود الاثر, مادر شهید, حضرت زهرا, س
[ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 11:49 ] [ خبرنگار خبرگزاری مقاومت جواد آقایی(ذره) ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اولش بگم من
نویسنده نیستم
و هیچ ادعایی ندارم
اما
یادم باشد حرفی نزنم
که به کسی بربخورد
نگاهی نکنم
که دل کسی بلرزد
راهی نروم
که بیراه باشد
خطی ننویسم
که آزار دهد کسی را
اگر از راه به در نشود
لینک دوستان
<
پيوندهای روزانه
امکانات وب